تبليغاتX
يا صاحب الزمان

يا صاحب الزمان

مذهبی

هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد، دين ندارد ..... دين و ايمان، غير حبّ فاطمه(س) امکان ندارد »

** پـرپـر شــدن گــلـم بـه چـشــمـم ديـدم **
                                              ** مــن نــالـه او ز پــشـت در بـشـنـيـدم **

            ** کَس کرده چنين عمل که درنيمه شب **
                                              ** بر هـمـسر خود، خودم کـفـن پـيچـيدم
**

«زیارت حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)»

 

یَا مُمتَحَنَةُ امتَحَنَکِ اللهُ الَّذي خَلَقَکِ قَبلَ أن یَخلُقَکِ، فَوَجَدَکِ لِما امتَحَنَکِ

صابِرَةً، وَ زَعَـمنآ اَنَّا لَکِ اَولِیآءُ وَ مُصَـدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لِکُلِّ مآ اَتانا بِهِ

اَبُوکِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَاَتَی بِهِ وَصِـیُّهُ، فَاِنّا نَسئَلُکِ اِن کُنّا صَدَّقناکِ، 

اِلاّ اَلحَـقـتـِنا بِـتـَصدیـقـِنا لـَـهُما، لِنـُـبَـشِّـرَ أنفُسِنا بِاَنّا قَـدطَهُرنا بِوِلایَتِکِ.

 

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ نَبِیِّ الله، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ حَـبـیـبِ اللهِ، اَلسَّلامُ

عَلَیکِ یا بِنتَ خَـلیلِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ صَـفِیِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ

یا بِنتَ اَمـیـنِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنـتَ خَـیـرِ خَـلـقِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ

یا بِنتَ اَفضَلِ اَنـبـِیاءِ اللهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَـتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ خَـیرِ

الـبـَرِیَّةِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا سَیـِّدَةِ نِـسآء العالَمینَ، مِنَ الاَوَّلینَ وَ الآخِرینَ،

اَلسَّلامُ عَـلَیکِ یا زَوجَـةَ وَلیِّ اللهِ وَ خَـیـرِ الخَلـقِ بَعــدَ رَسُول اللهِ، اَلسَّلامُ

عَلَیکِ یآ اُمَّ الحـَسَنِ وَ الحُـسَینِ، سَیِّدَی شَبابِ اَهــلِ الجَنَّةِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ

یا اَیَّتُهَـا الصِّـدّیقَـةُ الشَّهـیدَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اَیَّتُهَـا الرَّضِـیـَِةُ الـمـَرضِیـَّةُ

الـزَّکِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اَیَّتُهَا الـحَـورآءُ الاِنـسیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اَیَّتُـهَا

التَّـقـِیَّةُ النـَّقِـیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اَیَّتُهَا الـمُحَـدَّثَةُ العَلمیَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا

اَیَّتُهَا الـمَظـلُومَةُ الـمَغضُوبَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اَیَّتُهَا المُضطَهَدَةُ المَـقهُورَةُ،

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا فـاطِـمـَةُ بِنتَ رَسُول اللهِ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، صَلَی اللهُ

عَلَیکِ وَ عَلَی رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ، أشـهـَدُ اَنَّکِ مَضَیتِ عَلی بَیِّنَةٍ مِن رَبِّکِ،

وَ اَنَّ مَن سَرَّکِ فَـقـَد سَرَّ رَسُـول اللهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ، وَ مـَن جَـفـاکِ

فَـقـَد جَفا رَسُول اللهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ، وَ مَن آذاکِ فَقَد آذی رَسُول اللهِ

صَـلَی اللهُ عَـلَیهِ وَآلـهِ، وَ مَـن وَصـَلَـکِ فَـقـَد وَصَـلَ رَسُـول اللهِ صَلَی اللهُ

عَلَیهِ وَآلهِ، وَ مَن قَطَـعَکِ فَـقـَد قَطَعَ رَسُول اللهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ، لِاَنَّکِ

بِـضـعَـةٌ مـِنهُ وَ رُوحُهُ الـَّذی بَـینَ جَنبَیهِ، اُشهِـدُ اللهَ وَ رُسُـلَهُ وَ مَـلآئِکَتَهُ،

اَنّـي راضٍ عَمـّـَن رَضـیـتِ عَـنهُ، ساخـِطٌ عَلی مَن سَخِـطـتِ عَـلَیهِ، مُتَبِّرِءٌ

مِمَّن تَـبـَرَّئـتِ مـِنـهُ، مُوالٍ لِـمـَن والَـیـتِ، مُعـادِ لِمَن عادَیتِ، مُبغِـضٌ لِمَـن

اَبغَـضتِ، مُحِّبٌ لِمَن اَحبَبتِ، وَ کَفیَ بِاللهِ شَهیداً وَ حَسیباً وَ جازِیاً و مُثیباً.    

  

 

*********************

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:38  توسط کتایون  | 

شهادت حضرت یاس

*الهی کشته شد زهرای اطهر ... امان از دل حیدر(ع)* «يــَــا فـــَـاطــِــمـــَـةَ الــــزَّهــــرَاءِ(س)»


   **
يا
د آن روزي که آتــش **
                          ** مي کـشيـد از در زبـانه **

   ** بـال و پـر ميزد کـبـوتـر **
                          ** در مــيــان آشـــيـــانــه **

   ** بـا پـر و بـال شـکـسـته **
                          ** ديدمش درخون نشسته **

   ** من خجـالت مي کـشيدم **
                          ** اي خدا! با دسـت بـسته **  

 


شهادت مظلومانه اولین شهیده راه ولایت، سبب پيدايش هستي، و علت خلقت انسان، و مادر کونين و اسطوره و الگوي زنان عالمين، دختر رسالت، همسر ولايت و مادر امامت، حضرت فاطمه زهراء
(سلام الله عليها) را به پیشگاه مقدس و منور منتقم پهلوی شکسته، حضرت مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان بی بی عالمین تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم. 

 

,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،

 مــــــــــــادر صـــــــاحـــــب الـــــــزمــــــان(عج) فـــــــدا شــــــــــد 
 خــــــــانـــه نـــشــــيـــــن، ســــلــــطـــــان لافــتــــــي شـــــــــد

,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،,،

 

*********************** 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:35  توسط کتایون  | 

وصیت نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

وصیت نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


بسم الله الرحمن الرحیم

هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بى من غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .

بنام خداوند بخشنده مهربان

این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید.

اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.

این بود كیفیت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دخت گرامى حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى علیهما آلاف التحیة والثناء كه پدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنیا به او بشارت داده و فاطمه علیهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتیاق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پیوسته زبان حالش به نغمه الهى«عجل وفاتى سریعا» مترنم بود.

درود بی پایان ما بر او و فرزندان پاکش باد.

منبع:

بحارالانوار، جلد 43، ص 214.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:25  توسط کتایون  | 

سيماى رهبرى > نماز

www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
www.leader.ir www.leader.ir www.leader.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:47  توسط کتایون  | 

اباصالح التماس دعا

.:اباصالح:.

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش

نجف رفتي کربلا رفتي کاظمين رفتي ياد ما هم باش

مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر مادرت زهرا

به ديدارقبقر بي شمع مجتبي رفتي ياد ما هم باش

زيارت نامه که ميخواني در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفي از کوچه ها رفتي ياد ما هم باش

بغل کردي قبر مادر را جاي ما هم او ار زيارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتي ياد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتي يادما هم کن چون زدي بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتي ياد ما هم باش

بزن بوسه جاي ما روي قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

براي بوسيدن آن دردانه ها رفتي ياد ما هم باش

نماز حاجت که ميخواني از براي فرج ياد ما هم باش

شدي محرم در مراسم حج يا صفارفتي ياد ما هم باش

دعا کردي از براي معراج التماس دعا ياد ما هم باش

به هرجا رفتي برو مهدي هر کجا رفتي ياد ما هم باش

به جاي ما هم زيارت کن عمه ات را در کنج ويرانه

به ياد اين نوکر درب آستان رفتي ياد ماهم باش

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:30  توسط کتایون  | 

مهدي از زبان مهدي

به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

« هان اي جهان بشريت!

جهانيان!

مردم روي زمين!

اينك ما از خداي توانا ياري مي طلبيم و تمام ايمان آوردگان به خدا و كساني را كه نداي جهاني ما را پاسخ مثبت دهند، همه را به حق و عدالت دعوت مي كنيم.

مردم! ما خاندان پيام آور شما «محمد» هستيم و شايسته ترين و نزديكترين و سزاوارترين مردم به خدا و پيام آورش. هان اي مردم! هر كس با من در مورد آدم (ع) گفتگو كند، من نزديكترين مردم به آدم، نياي بزرگ بشريت هستم. و هر كس در مورد نوح پيامبر، ابراهيم بت شكن و محمد پيامبر عدالت و حريت بحث و گفتگو كند، من نزديكترين انسانها به اين پيامبران بزرگ خدا و پرچمداران قهرمان هدايت و رسالت هستم.

آيا خدا در كتاب آسمانيش نمي فرمايد:

«ان الله اصطفي آدم و نوحاً  و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين* ذرية بعضعها من بعض و الله سميع عليم»

يعني: خداوند آدم، نوح خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برتري داد، فرزنداني بودند كه برخي از نسل برخي ديگر، پديدار گشتند و خدا شنوا و داناست.

و من شايسته ترين باقي مانده از فـرزندان آدم و بهتـرين ذخيره از نـوح پيامبر و بـرتـرين برگـزيده از ابراهيـم و آخرين امامان راستين، از نسل محمد (ص) پيام آورعدالت و حريت هستيم.

بهوش باشيد! هر كس در مورد كتاب خدا گفتگو نمايد و شيفته آن باشد من نزديكترين انسانها به كتاب آسماني هستم و هر كس در مورد سنت و روش پيام آور خدا سخن دارد، من نزديكترين و سزاوارترين فرد به سنت و روش پيامبر و عامل بدان و تحقق بخشنده آرمانهاي والاي قرآن و سنت هستم.

از اين رو، تمامي كساني را كه در سراسر گيتي، سخنان مرا مي شنوند، اينك همه را سوگند مي دهم كه شما حاضران و شنوندگان، پيآم مرا به آناني كه غايب هستند ونمي شنوند، برسانيد.

و شما را اي جهانيان! به شكوه و حرمت خدا و پيام آورش و به حرمت حق خويش- كه حق قرابت به پيامبر (ص) باشد- فرا خوانده و سوگند ميدهم كه ما را در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاي والاي آسماني ياري كنيد و از ما و اهداف بلند ما حمايت نموده و از آن دفاع كنيد.

در روزگاران گذشته، ستمكاران ما را به جرم دفاع از حق و عدالت مورد تهاجم و تهديد قرار دادند. ما را از شهر و ديار و خانه و خاندان خويش راندند. حقوق ما را پايمال ساختند و ميان ما و حق سررشته داري امور و تدبير شئون دنيا و آخرت جامعه - خدا آن را به ما سپرده بود. جدايي افكندند و بر ما دروغها و بهتان ها بستند.

اينك خداي را! خداي را! در مورد رعايت حقوق و پذيرش آرمانها و اهداف بلند ما را فراموش نكنيد.

ما را در ميدان عدالت گستري و ستم ستيزي تنها وا مگذاريد و دست از ياري ما برنداريد، تا خدا شما را ياري كند.»

 



هان اي مردم! بشريت!

اينك در پيشگاه پروردگارتان خداي را به ياد شما مي آور، خدايي را كه حجتهاي خويش را بر شما تمام و پيام آورانش را ارسال كرد و قرآن را براي هدايت بشر فرو فرستاد.

او شما را فرمان مي دهد كه چيزي را شريك او نسازيد و بر اطاعت او و فرمانبرداري از پيامبرش كوشا باشيد، آنچه را قرآن در انديشه زنده ساختن آن است، زنده سازيد و بدعتها و ضد ارزشهايي را كه قرآن در پي محو و نابودي آنهاست، از ميان برداريد، در راه حق و هدايت، مددكار من باشيد و در راه تقوا و عدالت وزير و كمك كار من.

مردم! پايان جهان و فرجام آن نزديك شده و دنيا جدايي خويش را اعلان كرده است. من شما را بسوي خداي يكتا و پيام آورش محمد(ص) و عمل به كتاب زندگی ساز او و احياء و رواج ارزشهاي والاي الهي و انساني و نابودي بدعت هاي جاهلي و باطل و ضد ارزشها فرا مي خوانم.

 


 

« هان اي توده هاي انساني! هر كس مي خواهد به «آدم» و «شيث» نظاره كند، من آدم و شيث هستم، از آنان نشان دارم. مردم! هر كس مي خواهد به «نوح» و فرزندش « سام» بنگرد، من نوح و سام  هستم.

بهوش باشيد! ... هر كس مي خواهد به «ابراهيم» و «اسماعيل» نظاره كند، من از ابراهيم و اسماعيل نسب دارم. هر كس مي خواهد به عيسي و شمعون نگاه كند، من عيسي و شمعون هستم و از آنان نشان دارم. بهوش باشيد! ... هركس مي خواهد به «محمد» و امير المؤمنان (ع) بنگرد، بداند كه من محمد و امير مؤمنان هستم. مردم! هر كس مي خواهد به «حسن» و «حسين» بنگرد، من حسن و حسين هستم به من نظاره كند.

مردم! هر كس مي خواهد به امامان معصوم پس از حسين و از فرزندان او بنگرد من از آنان هستم و از آنان نشان دارم ... .

مرحوم علامه مجلسي در تفسيري بر اين روايت طولاني مي گويد: « در فرازهايي كه امام مهدي (عج) مي فرمايد: «من آدم، شيث، عيسي، محمد و امامان معصوم هستم.» يعني در دانش و ارزشهاي اخلاقي و انساني آنان كه شما آنان را پيروي مي كني، من همانگونه ام و عصاره و چكيده آن ارزشها.»

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:50  توسط کتایون  | 

جهانی سازی پايان تاريخ و مهدويت(۱)

عنوان مقاله: جهانی سازی پايان تاريخ و مهدويت(۱)
نام نويسنده: حسن رحيم پور ازغدي
سال انتشار: ۱۳۸۱
منبع: باشگاه انديشه


تعابير بسيار بلندی از همة انبياء، از ازل تا خاتم (ص) راجع به حضرت حجت (ع) رسيده و تقريباًَ جزء اجتماعي‌ترين موضوعات، بين همة اديان الهی و ابراهيمي، بشارت موعود و وعدة منجی است و همه گفته‌اند كه كار نيمه‌تمام و ناتمام انبياء (ع) و اديان، به دست اين مرد بزرگ، كامل خواهد شد. گفته‌اند كه بزرگ‌ترين تكليف تاريخ، كار بزرگ‌ترين مرد تاريخ است. حتی مكاتبی كه الوهيت‌‌زدايی و الهيت‌زدايی شده‌اند باز به نوعی و به نحوی به اين مسئله انديشيده‌اند، و گرچه نام ايشان را نبرده‌اند، اما همه بشارت ايشان را داده‌اند و حتی مكاتب الحادی چون ماركسيسم نتوانسته‌اند به مسئله آخر‌الزمان، بي‌تفاوت بمانند. بوديزم، مسيحيت و يهوديت نيز كه غالب بشريت را زير پوشش گرفته‌اند، در اين خصوص، اعلام‌ كرده‌اند. يهود، هنوز منتظر مسيح (ع) است و مسيحيت، منتظر ظهور مجدد مسيح (ع) است. همة انبياء، همة مذاهب و اديان و فرق، منتظر گشايشی بزرگ در آينده يا در پايان تاريخ هستند و اشاره خواهم كرد كه حتی امروز مكتبی كه چند دهه برای نفی پايان تاريخ و نفی “غايت” از تاريخ، دست و پا زد و مدعی شد كه اصلاحيات و تاريخ بشر، مبدأ و منتهای روشن ندارد و جهت اصولی خاصی بر آن حاكم نيست، يعنی “ليبراليزم” كه در واقع پنجاه، شصت سال تئوری بافت كه تاريخ غايت نداشته و ندارد، آخرين نظريه‌پردازانشان چون فوكوياما از “پايان تاريخ” سخن مي‌گويند، منتها “پايان تاريخ” با روايت خودشان كه تثبيت و تبليغ نظام ليبرال سرمايه‌داری است.
در روايات از حضرت مهدی (عج) تعبير به بهار روزگاران شده است و جزء سلام‌هايی كه به محضر حضرت مي‌شود آورده‌اند: “السلام علی ربيع‌الانام و نضره الايام” درود بر بهار بشريت، بهاران تاريخ و طراوت روزگاران.
كسانی كه ايشان را ديده‌اند، توصيفاتی از شمايل ظاهری او كرده‌اند و توصيفاتی را نيز پيامبر اكرم (ص) يا ائمه ديگر از اين بزرگوار كرده‌اند و در آثار محققان، چنين منعكس شده‌ است: چهر‌ه‌اش گندمگون، ابروانش هلالی و كشيده، چشمانش سياه، درشت، جذاب و نافذ، شانه‌اش پهن، دندان‌هايش براق، بينی كشيده و زيبا، پيشانی بلند و تابنده، استخوان‌بندی او صخره‌سان، گونه‌هايش كم‌گوشت و از فرط بيداری شبها، اندكی متمايل به زردي، بر گونة راستش خالی سياه، عضلاتش پيچيده و محكم، موی سرش بر لاله گوش‌ها ريخته و نزديك به شانه‌ها، اندامش متناسب و زيبا، قيافه‌اش خوش‌منظر و رخسارش در هاله‌ای از شرم بزرگوارانه و شكوهمند پنهان، هيئتش سرشار از حشمت و شكوه رهبري، نگاهش دگرگون كننده و فريادش همه‌گير و درياسان است.
من در بخش نخست عرايضم دو نظريه، دو نقطه‌نظر به تاريخ انسان و دو تفسير دربارة فلسفه حيات و مدنيت را به مقايسه مي‌گذارم تا ببينم كدام با “مهدويت” سازگار است و كدام نيست و چرا؟ و در بخش دوم، بعضی رواياتی راجع به ايشان يا منقول از خود ايشان در اين خصوص كه ايشان چه جامعه‌ای را بنا خواهد كرد و چه حكومتی را خواهند ساخت و مناسبات انسانی و البته حقوق بشر در حكومت ايشان چگونه تعريف خواهد شد را عرض مي‌نمائيم. فهرست‌وار و سريع مرور خواهم كرد، و البته هر يك از اين روايات، خود مي‌‌تواند موضوع يك كنفرانس علمی يا پايان‌نامه باشد.
“انتظار” را گفته‌اند كه سنتز تضاد بين “واقعيت” و “حقيقت” است. “واقعيت” يعنی آنچه هست و “حقيقت” يعنی آنچه نيست ولی بايد باشد. گفته‌اند كه انتظار، سنتزی ناشی از تضاد بين واقعيت و حقيقت است، كوبيدن جادة “آنچه هست” تا “آنچه بايد باشد”. پس نكتة نخست اين است كه دو زاوية ديد برای تفسير تاريخ بشر امروز وجود دارد: نخست، آنچه از آن،‌ تعبير به اصل “مسيانيزم” يعنی مسيحي‌گرايی و موعودگرايی كرده‌اند و در اينجا، “مسيح” به معنی موعود است و مسيانيزم، دعوت به انتظار است. انتظار برای ظهور موعود و اعتراض به وضع موجود در سطح بشری كه توأم است با وعدة پيروزی قاطع حق و عدل در پايان تاريخ و از آن نيز به اصل “فتوريزم” تعبير كرده‌اند. “فتوريزم”، “آينده‌گرايي” و نگاه به آينده است؛ ايدئولوژي‌ای معطوف به فردا كه مي‌گويد همة خبرها در آينده است،‌ جهان هنوز تمام نشده، محرومان مأيوس نباشند، مبارزان و مجاهدان راه آزادی و عدالت و آگاهي، از مبارزاتشان پشيمان نشوند. آنها كه دوباره، چهاربار، در نهضت جهانی “اجرای عدالت” شكست خورده‌اند نگويند كه همه چيز تمام شد. به آينده نگاه كنيد، سرتان را بالا بگيريد. شهيد داديد، صدمات خورديد، ضايعاتی داديد، در بعضی از جبهه‌ها عقب نشستيد، اما سرتان را بالا بگيريد. “فتونيزم” يعنی چشم‌هايتان را قاطعانه و اميدوارانه به آينده بدوزيد و از پس غروب امروز، طلوع فردا را تصور كنيد و با تصور آن، مبتهج بشويد. اين ايده‌ای برای اغوای افكار عمومی نيست.
همچنين برخلاف آنچه بعضي‌ جناح‌های پراگماتيست گفته‌اند كه امام زمان (عج) اگر هم وجود نداشته باشد اعتقاد به او مفيد است، بايد گفت: نه، امام زمان (عج)، هم حقيقت است و هم اعتقاد به او مفيد است. هم حقيقت دارد و هم فايده.
آنها كه مي‌توانند حقيقت مهدويت را بفهمند و باور كنند و درگير دگماتيزم تجربه‌گرايی و جزميات عالم حس هستند و حاضر نشدند از پنجره‌ای كه به دست انيباء (ع) به فراسوی عالم ماده و ماورای طبيعت، باز شده به بيرون نگاه كنند، ممكن است پديدة امام زمان‌(عج) را فاقد حقيقت و حداكثر، مفيد فايده بدانند. در حاليكه واقعيت امر، اين است كه قصة امام زمان (عج)، اسطوره‌ نيست و نبايد متهم به نگاه اساطيری مذهبی شود. قصة امام زمان (عج)، “حقيقت” و “فايده” هر دو توأم با يكديگرند.
پس يك خط در نگاه به آيندة انسان و نگاه به تاريخ است كه در غرب، از آن تعبير به “مسيانيزم و فتوريزم” كردند و آن را با همين كوبيدند، چون تاريخ، زنده است، فعال است و از طرف يك موجود ذي‌شعور، هدايت مي‌شود و عاقبت بشر به منجلاب، ختم نخواهد شد و به تاريخ بشر، خوش‌‌بين و معتقد است كه از پس همة ستم‌ها و بي‌عدالتي‌ها و دروغ‌هايی كه به بشرگفته‌اند و مي‌گويند، خورشيد “حقيقت و عدالت”،‌ طلوع خواهد كرد و خدا، انسان را با ستمگران تاريخ، وا نخواهد گذارد؛ اما متقابلاً خط دومی وجود دارد كه از طرف تفكر ليبرال و سرمايه‌داری و هژمونی غرب، امروز در دنيا به آكادمي‌ها و دانشگاه‌ها پمپاژ مي‌شود و در سطح افكار عمومی دنيا، به زور تبليغات، القا مي‌شود و نفی ايدة “غايت تاريخ” است.
وقتی مي‌گوييم “غرب”، مردم مغرب‌زمين، مراد نيستند. مردم مغرب‌زمين، آنها كه مذهبی و مسيحي‌اند به “موعود”، معتقدند و علي‌رغم همة بمباران‌هايی كه عليه فطرت آنان اعمال شده‌ - ولو يك قشر اقليت در غرب، در آمريكا و اروپا هستند – ولی هنوز لطافت باطنی خود را حفظ كرده‌اند. من به يادم مي‌آورم كه با بعضی دوستان در واشنگتن برای ديدار از كليسايی كه بسيار معظم و قديمی بود و تقريباً حالت موزه داشت و شامل هفت كليسای تودرتو بود، رفتيم در سالن كليسا يك دختر دانشجوی آمريكايی را ديدم ايستاده، نی مي‌زند و اشك مي‌‌ريزد، ما رفتيم و شايد ساعتی بعد كه برگشتيم اين دختر را ديدم كه همچنان ايستاده و ني‌ مي‌نوازد. صبح يكشنبه بود. جلو رفتم و از او پرسيدم كه تو را چه مي‌شود؟ گفت: نذر كرده كه در انتظار موعود و به عشق او هر صبح يكشنبه، تا زنده است، بر در كليسا، ني‌ بزند. اين جامعه‌ای است كه معنويت،‌ انسانيت و عدالت را در آن، شبانه‌روز بمباران مي‌كنند با اين وجود، از پس فطرت آن دختر جوان مذهبی دانشجو، در قلب واشنگتن برنمي‌آيند. پس وقتی از غرب، سخن مي‌گويم، منظور من، مردم عادي، ناآگاه و سادة مغرب‌زمين، به خصوص محرومين كه حتی فاسدانشان نيز به نحوی مظلوم و قربانی هستند، نيست. مراد “هژمونی سرمايه‌داری ليبرال” و حاكميت هسته‌های سرمايه‌داری يهود است كه امروزه بر آمريكا و از طريق آمريكا بر دنيا حكومت مي‌كنند، همان‌ها كه در انتخابات اخير كه مملو از تقلب بود برای انتخاب يكی از اين دو نفر، كه هر دو هم حافظ منافع آن هستة سرمايه‌داری هستند، خرج مغزشويی افكار عمومی كردند و همة اين ميليارها دلار از پول همين شركت‌ها در واقع، سرمايه‌گذاری و ارباب واقعی غرب و دنيای امروز است و سيستم برده‌داری مدرن را همينان رهبری مي‌كنند و محافظه‌كارترين هستة قدرت در طول تاريخ بشر، همين هستة تفكر ليبرال است كه آمريكا و غرب را رهبری مي‌كند. حال چرا محافظه‌كار هستند؟ زيرا وضع موجود در دنيا بايد به نفع آنان حفظ بشود. اين وضع چگونه حفظ شود؟ ابتدا بايد بباورانند كه وضع موجود در جهان و اتفاقی كه در دهه‌های اخير در دنيا افتاده و ايدئولوژی ليبراليزم در ذيل منافع سرمايه‌داری جهانی و صهيونيزم، معادلة “قدرت و ثروت” را تعريف مي‌كند، عين عقلانيت است و همه هم بايد باور كنند و به ما بباورانند كه اتفاقی كه اسم آن را مدرنيته مي‌گذارند، آخر خط تاريخ است.
مي‌خواهند بگويند كه هيچ مدينة فاضله‌ای برتر و پيشروتر از وضع كنونی در جامعة جهانی كه ما آن را رهبری مي‌كنيم، نه فقط وجود خارجی ندارد، بلكه حتی وجود ذهنی هم نمي‌تواند داشته باشد. پوپر در مصاحبه‌اش با اشپيگل، چند سال پيش از مرگش گفت امروز مدينة فاضله در كل تاريخ بشر، جامعة ايالات متحده است. مصاحبه‌گر از او پرسيد در جامعه‌ای كه هر 8 ثانيه، يك قتل و هر 9 ثانيه، يك تجاوز جنسی صورت مي‌گيرد و جامعه‌ای كه بزرگترين منبع درآمدش مواد مخدر و سلاح‌های كشتار جمعی هسته‌اي، شيميايی و ميكروبی است چگونه مدينة فاضله و پايان تاريخ است؟ او پاسخ مي‌دهد كه اصل ضرورت فكر كردن به “مدينة فاضله” دروغ بزرگی بوده كه به ما گفته‌اند. هيچ مدينة فاضله‌ای در انتهای تاريخ وجود ندارد و نبايد به آن فكر كرد و اين فكری انحرافی در ذهن بشر و باوری اساطيری است، يا فوكوياما، نظريه‌پرداز سرمايه‌داری آمريكا، گفت: اگر تاريخ پايانی هم دارد پايان آن، همين جامعة فعلی ايالات متحده آمريكاست. اين تفكر محافظه‌كاری است.
“كنسرواتيزم” دفاع از وضع موجود جهانی و دفاع از هرم قدرتی است كه هم‌اكنون بر دنيا حكومت مي‌كند و در رأس آن سرمايه‌دارها هستند و همة ملل ديگر، ملت‌های شرق، جنوب و همه، قاعدة اين هرم و بردگانی هستند كه رأس هرم قدرت را بر دوش خود بايد بكشند. امروزه ثروت در دنيا چگونه تقسيم شده است؟ چند درصد بشريت، چند درصد ثروت و زمين را در دست دارند و معنی اين آمار مبين چيست؟ و اگر كسی بگويد اين وضع، باز ادامه پيدا كند، به چه معنی است؟
در روايت آمده است كه امام زمان (عج) فاصله‌های طبقاتی را در سطح جوامع بشری بر هم خواهند زد. در روايت داريم كه در زمان مهدی ما، هيچ انسان گرسنه‌ای در سراسر زمين پيدا نخواهد شد. اين آن مهدويتی است كه ما به آن معتقديم و همة اديان به آن معتقدند، ولی هيچ كس به اندازة شيعه، راجع به آن جامعة آخرالزمان و انقلاب بزرگ، شفاف سخن نگفته‌ است. و شايد ديگران، آگاهی شفاهی از وضعيت نداشته‌اند. شيعه حتی نام مقدس آن رهبر انقلاب جهانی را نيز مي‌داند، روش حكومت او را توصيف كرده است و شايد در هيچ مكتب ديگری چنين نباشد. شما در اُپانيشادها، در وداها، در انجيل، در تورات و در همه منابع شرق و غرب، بشارت آخرالزمان را مي‌بينيد، ولی هيچ جا به اندازة منابع شيعه، شفاف و دقيق راجع به ايشان، حتی قيافه، حرف‌ها، شعارها و نحوة انقلاب و حاكميتش بحث نشده است. هدف عمدة نظام ليبرال سرمايه‌داری كه مي‌گويد ما با “مدينة فاضله”سازی و مسيانيزم، با بنيادگرايی ديني، با راديكاليزم انقلابي، با فوندامنتاليزم و با ايدئولوژي، مخالفيم. و با هر نوع اصول‌گرايي،‌ حتی غيردينی آن مبارزه مي‌كند، اين است كه در افكار عمومی بشر، به خصوص در دانشگاه‌های شرقی و اسلامي،‌ در ذهن دانشجو و سپس در ذهن مردم، حالت ترديد در وضع موجود و حالت متوقع و منتظره، پيش نبايد كه عجب!! پس مدرنيتة سرمايه‌داري، آخر خط نيست؟ و بايد منتظر بود؟ اين پرسش نبايد در افكار عمومی و خصوصی بشريت، جوانه بزند!! آنها مي‌خواهند بگويند كه هيچ چيزی ديگر فراتر از اين وضع موجود جهان نيست و آنچه هست، عين علم و عقلانيت و آخر خط و پايان تاريخ است. مي‌گويند اين جا ايستگاه آخر است و بشريت بايد از قطار پائين بيايند. توجه داشته باشيد نمي‌گويند كه همة بشريت در سطح ما زندگی كنند و امكانات مردم آمريكا را در اختيار داشته باشند. كه اگر بگويند، بايد دست از ستم جهانی و نابرابري‌ها بردارند. چون اگر معنی “جهانی شدن” اين باشد كه توزيع ثروت، قدرت، آگاهی و حرمت و احترام در تمام جهان، يكسان باشد، مورد قبول است، اما جهانی شدن كه آنان مي‌طلبند به معنی “آمريكايی شدن” است؛ جهانی شدن از نوعی كه در رأسش، سرمايه‌داران حاكم بر آمريكا باشند و بقية بشريت، قاعدة آن هرم باشند.
گلوباليزيشن غربي، توجيه ستم غربی بر جهان است. اينان با “گلوباليزيشن مهدوي” مخالف‌اند و به گلوباليزيشن سرمايه‌داری آمريكا فراخوان مي‌كنند. اگر گلوباليزيشن، عبارت باشد از جهانی كردن آمريت آمريكا و منافع سرمايه‌داری حاكم بر آمريكا، صهيونيزم و انگليس، اين گلوباليزيشن فقط به نفع آنهاست و همان را ترويج مي‌كنند، اين “جهانی شدن” همة فرهنگ‌ها و ايدئولوژي‌های مقاومت را مي‌بلعد و هضم مي‌كند، اما اگر بگوييم كه ما گلوباليزيشن را قبول داريم، اما نه با معيارهای سرمايه‌داری يهود، بلكه با معيارهای امام مهدی (عج) كه مي‌گويد در تمام دنيا هيچ انسان گرسنه‌ای نبايد باشد و نبايد در گوشة افريقا بچه‌های يازده ساله وزنشان به اندازة بچه‌های شش ماهة واشنگتن و نيويورك باشد و نبايد استخوان دنده‌ها و پهلوهايشان پوست آنها را بشكافد و از زير پوستشان بيرون بزند، آنها اين گلوباليزيشن مهدوی يعنی عدالت جهانی را پس مي‌زنند و آنگاه توهم و يوتوپيا مي‌دانند، چون امام مهدی (عج) امنيت را برای همه، نه فقط برای سرمايه‌دارهای غرب، مي‌خواهد. روايت داريم كه در زمان حكومت جهانی امام مهدی (عج) امنيت بدان حد بر جهان، حاكم مي‌شود كه يك دختر نوجوان بدون كمترين توهين و تهديدی به تنهايی از اين سوی عالم به آن سوی خواهد رفت. اين در روايات ماست. گلوباليزيشن مهدوی يعنی امنيت برای همه، امنيت برای دخترهای آفريقا، مكزيك، غنا و افغانستان، نه فقط برای دختران سرمايه‌داران نيويورك. اما تفكر جهانی شدن از آن نوع كه ليبرال‌سرمايه‌داری مي‌گويد و مي‌خواهد، در واقع عين “محافظه‌كاري” است، لذا اين در مقياس جهاني، با اصول‌گرايي، با مدينة فاضله‌سازي، با ايدئولوژی و حاكميت ارزش‌ها مخالف‌اند و مي‌گويند كه ارزش‌ها اصولاً مفاهيم غيرعلمی و مقولات غيرعقلاني‌اند و لذا مسائلی شخصی بلكه جزء وسايل شخصي!! است و ارزش‌ها،‌ شخصی و نسبی است پس ربطی به حكومت و امر عمومی (پابليك) ندارد و سكولاريزم همين است.
خط تبليغاتی آنان، اين است كه سخن گفتن از مهدويت و گلوباليزيشن و وعدة عدالت جهاني،‌ خيال‌بافی است و ممكن نيست. در بحث‌های دانشگا‌هي‌شان همين را بلغور مي‌كنند تا تز كنسرواتيستی را جهانی كنند و نيز مي‌گويند اين ايده، اساساً ايدئولوژيك، توتاليتر و تماميت‌طلب است و يعنی چه كه يك نفر به نام مهدی (عج) مي‌خواهد بر كل دنيا حكومت واحد برقرار كند؟!
چون در روايت داريم مهدی (عج) با برهان و شمشير، از راه انقلاب جهانی به حاكميت و عدالت جهانی دست خواهد يافت ايشان با مسيحيان به وسيلة انجيل حقيقی و با يهوديان به تورات حقيقی احتجاج و استدلال مي‌كند و برای هيچ كس، عذر و بهانه‌ای نمي‌گذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد مي‌شوند و آنها كه لجاجت مي‌كنند با شمشير، اصلاح خواهند شد و بشريت ديگر جز مسلمان نخواهند بود

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:53  توسط کتایون  | 

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:47  توسط کتایون  | 

اینگونه باشین تا ما {امام زمان (عج)} نزد شما بیاییم

اینگونه باشین تا ما نزد شما بیاییم

  • مرحوم آیت الله حاج سیّد محمّد باقر مجتهد سیستانی (ره)_ پدر آیت الله حاج سیّد علی سیستانی دامت برکاته- تصمیم می گیرد برای تشرف به محضر امام زمان(عج) چهل جمعه، در مساجد شهر مشهد زیارت  عاشورا بخواند.

در یکی از جمعه های آخر هفته نوری را مشاهده می کند از یکی از خانه های نزدیک مسجد؛ به سوی خانه می رود و می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج)  در یکی از  اتاق های خانه تشریف دارند و در میان اتاق، جنازه ای قرار دارد که پارچه سفید روی آن کشیده شده است.

ایشان می گوید:هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم ؛سلام کردم ،حضرت به من فرمودند:چرا اینگونه به دنبال من می گردی  و این رنجها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید(اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم! بعد فرمودند:این بانویی است که در دوره کشف حجاب (در زمان رضا خان پهلوی)، هفت سال از خانه بیرون نیامد،تا چشم نا محرم به او نیفتد!!

شیفتگان حضرت مهدی (عج) 3/158

 

  • یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت بقیة الله (عج) بود. برای رسیدن به این هدف، زحمتهای فراوان کشید، از جمله علم جعفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهار شنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج)برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او در حدود 37 سیو هفت روز در آن شهرمی ماند تا در بازار آهنگر ها، کنار ئکان پیر مردی قفل ساز، هنگامی به محضر حضرت ولی عصر (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیر مرد قفل ساز نشسته  و با او گرم گرفته بودند و سخن میگفتند، در همین حال می بیند پیر زن ناتوان و قد خمیده ، عصا زنان آمد و با دست لرزا، قفلی را نشان داد و گفت: برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.

پیر مرد با کمال سادگی گفت: این قفل دو عباسی(هشت شاهی ) ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی میخرم، زیرا در معامله دو عباسی، بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.

پیر زن با ناباوری گفت:من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند. سر انجام پیر مرد هفت شاهی پول به زن داد و قفل را خرید. هنگامی که پیر زن رفت، امام (عج) به من فرمود: آقای عزیز دیدی، این طور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم، چله نشینی لازم نیستعلم جعفر لازم نیست،عمل سالم داشته باشید و مسلمان باشید.در تمام این شهر، من این پیر مرد را انتخاب کرده ام، چون دین دارد و خدا را می شناسد. هفته ای بر او نمی گذرد مگر این که من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوالپرسی می کنم.

                                                                                                  ملاقات با امام عصر (عج) 268

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:41  توسط کتایون  | 

آنها نخستین بیعت کنندگان با امام قائم هستند

آنها نخستین بیعت کنندگان با امام قائم هستند

 

هنگام ظهور، نخستین کسانی که پس از جبرئیل امین با امام زمان (عج)بیعت می کنند، همین 313 نفر هستند. این مطلب را امام باقر (ع) در ضمن حدیثی فرمودند:

 

« أَوَّلُ مَن بایَعَ جِبرَئیلُ ثُمَّ ثَلاثَمِأَة وَ ثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً »

                                                                                                                                                                                                       ( بحار الانوار، ج 52 ،ص317 )

البته باید توجه داشت که در آغاز ظهور ، یاران امام زمان (عج) 313 نفرند ، و گرنه به طور سریع بر یاران آن حضرت افزوده می شود ، به طوری که در همان آغاز به ده هزار نفر می رسند ، چنان که امام صادق (ع) فرمودند :

« ما یَخرُجُ إِلّا فِی أَوِّلِهِ قِومٌ وَ ما یکُونُ أُولُوا القُوَّةِ أَقَلَّ مِن عَشَرَةَ اَلافٍ »

امام زمان (عج) خروج و ظهور نمیکند مگر همراه یاران نیرومند رشید و این یاران کمتر از ده هزار نفر نیستند                                                                                                                                  (بحار الانوار، ج 52 ،ص323 و ص 337)

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:37  توسط کتایون  |